کنگره 5400 شهید استان کردستان

www.Kongereh5400.ir

  • فرمانده کل سپاه از کیفیت کنگره ۵۴۰۰ شهید کردستان رضایت داشت
  • "شهید ‌ورمقانی"؛ سردار بی‌ادعایی که تاب زمینی بودن نداشت+تصاویر
  • فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:دشمن برای خدشه به قومیت ارضی از هر راهی استفاده می‌کند تا ملت ایران را شکست دهد
  • امنیت و آبادانی کردستان مدیون خون شهیدان است
  • فرمانده کل سپاه از کیفیت کنگره ۵۴۰۰ شهید کردستان رضایت داشت

    فرمانده سپاه کردستان گفت: کنگره ملی ۵۴۰۰ شهید کردستان یک کار فاخر فرهنگی در تراز شهدای استان و انقلاب بود که فرمانده کل سپاه هم مراتب اعلام رضایت خود از کیفیت کنگره شهدای کردستان را اعلام کرد.

  • "شهید ‌ورمقانی"؛ سردار بی‌ادعایی که تاب زمینی بودن نداشت+تصاویر

    "شهید حاج هوشنگ ورمقانی"، سردار خوبی‌ها در بی‌ادعایی، بی‌ریایی و مردم‌داری سرآمد و یگانه زمان بود و تاب زمینی بودن نداشت.

  • فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:دشمن برای خدشه به قومیت ارضی از هر راهی استفاده می‌کند تا ملت ایران را شکست دهد

    سرنگون کردن هواپیمای جاسوسی آمریکا حاوی یک پیام واضح و آشکار و صریح و دقیق بود و آن اینکه مدافعان مرزهای ایران اسلامی در برابر تعرض هر بیگانه ای عکس العمل تمام کننده و مقتدرانه خواهد داشت و هر دشمنی به مرزهای ما تعرض کند نابود خواهد شد.

  • امنیت و آبادانی کردستان مدیون خون شهیدان است

    استاندار کردستان گفت: امنیت و آبادانی امروزی را که امروز شاهد هستیم را مدیون خون پاک شهدا هستیم.

فرمانده کل سپاه از کیفیت کنگره ۵۴۰۰ شهید کردستان رضایت داشت
"شهید ‌ورمقانی"؛ سردار بی‌ادعایی که تاب زمینی بودن نداشت+تصاویر
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:دشمن برای خدشه به قومیت ارضی از هر راهی استفاده می‌کند تا ملت ایران را شکست دهد
امنیت و آبادانی کردستان مدیون خون شهیدان است
«

شهیده ای از کردستان که در اوج غربت به شهادت رسید

»

تاریخ ارسال : پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 / 10:15|کد خبر : 1658|بازدید ها : 56

خبر » شهیده ای از کردستان که در اوج غربت به شهادت رسید

شهیده ای از کردستان که در اوج غربت به شهادت رسید

 

13 زن شهیده پیشمرگ مسلمان کُرد در استان کردستان وجود دارد، شهیده فاطمه اسدی که تنها 22 سال از بهار زندگیش سپری شده بود در اوج غربت به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.


 

به گزارش خبرنگار کنگره 5400 شهید استان کردستان، کردستان سرزمین دیرپای مرزداران غیوری است که در گستره ی گسترده ی جغرافیای ایران اسلامی، به قدم همه ی تاریخ، مردان و زنان آن در دفاع از تمامیت ارضی کشور از خود پایداری و پایمردی نشان داده اند و همیشه در مقابل بد خواهان ملت ایران به مقابله پرداخته و پوزه ی اجنبی ها و بیگانه پرستان را به خاک مالیده اند.


حوادث پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کردستان، تحریک و تجهیز گروهک های ضد مردمی توسط بیگانگان ، موجب ایجاد جبهه ی مستحکمی متشکل از مردم مسلمان کردستان گردید که در کمال گمنامی و بدون هیچ توقعی در مقابل دشمنان انقلاب و کشور ایستادند و با خلق حماسه های ماندنی در دفاع از کیان ایران اسلامی اداری تکلیف نمودند و با ایثار، گذشت و فداکاری خود بر آنچه نامحمان وطن فروش می خواستند خط بطلان کشیدند.

 


سازمان پیشمرگان مسلمان کُرد به عنوان اولین میدان دار این حرکت گسترده از همان ابتدای ورود به این صحنه تمامی معادلات دشمنان را بر هم زد و صف ضد انقلاب را از مردم جدا کرد و با استراتژی مبتنی بر دین و استفاده از توان مسلمانان مومن و انقلابی به جنگ افکار انحرافی رفت.

 

564 زن شهیده در استان کردستان وجود دارد، زنانی که پا به پای مردان در راه دفاع از میهنشان قدم گذاشتند تا امنیت و آسایشی که امروز وجود دارد را به دست بیگانگان نسپارند.


چه مظلومانه به شهادت رسیدند و چه غریبانه از این دنیا رفتند، پرستوهای غریبی که هیچگااه نام و یادشان از خاطرمان نخواهد رفت.


13 زن شهیده پیشمرگ مسلمام کُرد در استان کردستان وجود دارد که شهیده فاطمه اسدی یکی از این شهیدان است که تنها 22 سال سن داشت و از عنفوان جوانی تشکیل زندگی داد که ثمره ی ازدواج او یک دختر است.
فاطمه اسدی فرزند علی و آمنه در یازدهم مرداد سال 1339 در روستای باقر آباد از توابع شهرستان دیواندره در خانواده ی متدین دیده به جهان هستی گشود.


دوران طفولیت فاطمه در شرایط سختی سپری شد او زمانی که به سن مدرسه رسید چون دیگر همسالان خود فقر، محرومیت و نبود امکانات مانع ا تحصیلش شد و او از نعمت آموختن محروم کرد.

فاطمه از کودکی پنجه در پنجه ی فقر افکند و با کار و تلاش به مبارزه با این پدیده ی شوم پرداخت.


او هم در منزل کار می کرد و هم در مزرعه تلاش می نمود تا مقداری از سنگینی بار اداره ی زندگی را که بر دوش پدر و مادرش بود کاهش دهد.


فاطمه بانوی خود ساخته ای بود، ایمانی به استواری کوه های کردستان داشت ، پاکی، دینداری و پارسایی مهمترین شاخصه های حیات او بودند.


بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و حضور عناصر ضد انقلاب در منطقه، بر افروخته شد زمانی که می دید آنها به صورت علنی به تاراج نقد باورهای مردم می پردازند و نسبت به مسلمانان جفا می کنند بیشتر نگران می شد.


همسر او هم که از سالکان طریق دین بود در این زمینه با فاطمه هم عقیده بود آنها تصمیم گرفتند برای مبارزه با سلطه ی ضد انقلاب به پا خیزند.


فاطمه و همسرش همکاری خود را با نیروهای سپاه و پیشمرگان مسلمان کُرد غاز کردند.


ضد انقلاب وقتی از ماجرا مطلع شد همسر فاطمه را دستگیر و به زندان خود در زوستای " نرگسله " انتقال داد.


پس از دستگیری همسرش، فقر، فشار و تنهایی مانع از مبارزه ی فاطمه با ضد انقلاب نشد چرا که وی فردی با جرات و پُر دل بود و در هر جایی که زمینه ای فراهم می شد به افشای ضد انقلاب می پرداخت.


او سختی های راه را بر خود هموار می کرد و مرتب برای ملاقات همسرش به این روستا می رفت و برای آزادی همسرش هیچگاه به ضد انقلاب التماس نکرد و عقیده داشت این ها حقیرتر از آنند که من التماسشان کنم.


هر وقت همسرش را ملاقات می کرد فقط یک توصیه برای او داشت مبادا در مقابل دشمن کم بیاوری و شکسته شوی. بلکه محکم و استوار در مقابلشان مقاومت کن و از عقاید و باورهایت دفاع کن، تسلیم شدن در برابر این عناصر فاسد، گناهی بزرگ و نابخشودنی است.
فاطمه سرانجام در هشتم شهریور ماه هزار و سیصد و شصت و یک در حالی که برای ملاقات همسرش به روستای " نرگسله " می رود وقتی که با جسم نحیف همسرش روبرو می شود و آثار شکنجه را به وضوح در جای جای بدن او می بیند ، چشمان کبود شده و صورت زخمی او را مشاهده می کند با فریادی رسا، آنچنان که همهی ساکنان روستا آن را بشنوند و انعکاس پزواک این فریاد را کوه های اطراف به همه برسانند لب به اعتراض می گشاید و بامزدور، اجنبی و فساد خواندن عناصر ضد انقلاب هیبت و هیمنه ی آنها را می شکند.


دشمن وقتی می بیند حیثیت نداشته اش بیشتر از همیشه بر باد می رود او را به داخل مقر خود بر می گرداند و همسرش را هم به زندان.


ضد انقلاب در همان لحظه دستور اعدام این زن پارسای آزاده را صادر می کنند و او در همان جا تیر باران می نمایند .
در حالی که فاطمه کسی را در این روستا نداشته و به تمام معنی غریب بوده است و همسرش هم از این موضوع مطلع نمی شود مردم مسلمان روستا پیکر او را از جلادان تحویل می گیرند و در همان روستا دفن می کنند.


انتهای پیام/