کنگره 5400 شهید استان کردستان

www.Kongereh5400.ir

  • یادداشت شهید دکتر چمران
  • کنگره 5400 شهید کردستان ، ظرفیتی برای شناساندن کردستان به تمام جهان
  • کتاب روله کانم (فرزندانم) رونمایی شد
  • خوشا به حال آنان که پروازشان اسیر هیچ قفس نشد
  • یادداشت شهید دکتر چمران

    ای پاهای من،سریع و توانا باشید ای دست های،من قوی و دقیق باشید ای چشمان من،تیزبین و هوشیار باشید ای قلب من،این لحظات آخرین را تحمل کن...

  • کنگره 5400 شهید کردستان ، ظرفیتی برای شناساندن کردستان به تمام جهان

    استان کردستان با تقدیم 5481 شهید می تواند در فضای عمومی جامعه برجستگی خود را نشان دهد ، و اگر در گذشته راهبرد دشمن این بود که کردستان را وارونه نشان دهند امروز فضا فراهم شده است که این فضا را کاملا متحول کنیم و کردستان را به تمام جهانیان بشناسانیم.

  • کتاب روله کانم (فرزندانم) رونمایی شد

    کتاب «روله کانم» (فرزندانم) خاطرات حاجیه خانم آجیلی مادر شهیدان نمکی با حضور معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش و مسئولین استانی رونمایی شد.

  • خوشا به حال آنان که پروازشان اسیر هیچ قفس نشد

    هر بیل خاک راکه بیرون می ریخت مقدار بیشتری خاک به داخل گودال برمی گشت .نزدیک اذان مغرب بود .مرتضی بیل را داخل خاک فرو کرد و گفت: فردا برمی گردیم .صبح به همراه مرتضی به فکه

یادداشت شهید دکتر چمران
کنگره 5400 شهید کردستان ، ظرفیتی برای شناساندن کردستان به تمام جهان
کتاب روله کانم (فرزندانم) رونمایی شد
خوشا به حال آنان که پروازشان اسیر هیچ قفس نشد
«

یادداشت شهید دکتر چمران

»

تاریخ ارسال : دوشنبه 3 مهر 1396 / 09:00|کد خبر : 1476|بازدید ها : 166

خبر » یادداشت شهید دکتر چمران

یادداشت شهید دکتر چمران

ای پاهای من،سریع و توانا باشید

ای دست های،من قوی و دقیق باشید

ای چشمان من،تیزبین و هوشیار باشید

ای قلب من،این لحظات آخرین را تحمل کن

ای نفس،مرا ضعیف و ذلیل مگذار،چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش

به شما قول می دهم که چند لحظه دیگر همه شما در استراحتی عمیق و ابدی ارامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سخت و سنگین را دریافت کنید.

چند لحظه دیگر به آرامش خواهید رسید،آرامشی ابدی.

اما من آرزویی بزرگتر دارم

من میخواهم که شما به بلندی طبع بلندم،به حرکت درآیید

به قدرت اراده آهنینم،محکم باشید

به سرعت تصمیمات و طرح هایم،سریع باشید.

این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها و نقشه ها و امیدها و مسئولیت ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید.

ای پاهای من در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید.

دیگر شما را زحمت نخواهم داد.

دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد.

دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شماتحمیل نخواهم کرد.

دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد.

از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد.

از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد.

و برای همیشه در بستر نرم خاک،آرام و آسوده خواهید بود.

اما این لحظات حساس،لحظات وداع با زندگی و عالم،لحظات لقای پروردگار،لحظات رقص من دربرابر مرگ باید زیبا باشد.

خدایا!

وجودم اشک شده،همه وجودم از اشک می جوشد،می لرزد،می سوزد و خاکستر می شود.

اشک شده ام و دیگر هیچ،به من اجازه بده تا در جوارت قربانی شوم و بر خاک ریخته شوم و از وجود اشکم غنچه ای بشکفد که نسیم عشق و عرفان و فداکاری از آن سرچشمه بگیرد.

خدایا تو را شکر می کنم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده ای تا هنگامی که همه راه ها بسته است و هیچ راهی جز ذلت و خفت و نکبت باقی نمانده است مسح توان دست به این باب شهادت زد و پیروزمند و پرافتخار به وصل خدایی رسید.